پول مجازی، بیت کوین، و معاملات تمرکز زدایی شده

اولین بار اسم پول مجازی رو در این لینک دیدم. قضیه باور نکردنی بود تا جایی که کنجکاوی من رو مجبور کرد تا یاد بگیرم اصولا کلمه “کریپتو کارنسی”،”بلاک چین” و”بیت کوین” یعنی چی. در سال نود و دو هنوز بخش سوال و جواب سایت بیت کوین دات اورگ راه اندازی نشده بود. اگر حوصله داشته باشید میتونید جواب تقریبا همه سوالات خودتون رو راجع به بیت کوین(که همون پول مجازی هست) در این سایت پیدا کنید. ولی یک مشکلی که این صفحه نگارش شده به زبان فارسی داره تکنیکی بودن آن است. مثلا در قسمت هایی از اولین پاراگراف این صفحه میخوانید: “بیت کوین یک شبکه توافقی است” و”اولین شبکه پرداخت نقطه به نقطه تمرکز زدایی شده” و”بدون هیچگونه اختیار مرکزی”. تمامی این توصیفات برای کسی که هیچ ایده ای از کریپتو کارنسی و یا عملکرد بانک ها نداره بسیار پیچیده به نظر خواهد آمد. البته شایدم نه. به هر حال تصمیم  داشتم که نوشته ای کامل راجع به مفاهیم پول مجازی بنویسم که برای همه قابل فهم باشه. به همین خاطر مقاله ها و مراجعی به زبان ایتالیایی و انگلیسی فراهم کردم تا بتونم به نحو بهتری معنی هر کلمه رو انتقال بدم. در ادامه گزیده ای از آنچه در چهار سال اخیر آموختم رو در اخیتار فارسی زبانان قرار میدم. باشد که قابل استفاده باشد

Block-chain

اولین مفهومی که باید باهاش آشنا بشیم بلاک چین هست. ولی میخوام اینجا قبل از توضیح دادن اینکه بلاک چین چی هست به مشکلی که ازطریق بلاک چین میشه حل کرد بپردازم: فکر کنید دوست شما بابک در یک مسافرت تفریحی به سر میبره و به پول احتیاج داره و حساب بانکیش هم خالی از پوله ( آخر با جیب خالی کی میره مسافرت؟) فعلا شما فرض کنید که پول نداره و به شما زنگ میزنه میگه فلانی یه مقدار پول به حساب من واریز کن. شما زنگ میزنید بانک و به بانکدار میگین که از حساب شما یک میلیون تومان بریزه به حساب دوستتون. بانکدار هم میره حساب شمارو چک میکنه و در صورت کافی بودن موجودی یک میلیون برداشت میکنه و  به حساب دوستتون میریزه. تمام این پروسه از طریق بانک شما، بانک بابک، بانک مرکزی کشور مطبوعتون انجام میشه. در واقع این یکی از دلایلی هست که ما از بانک استفاده میکنیم: “نقل و انتقال پول توسط یک واسطه که همون بانکه و ایجاد یک سازمان واسطه برای اداره کردن نقل و انتقالات ارزی”. در اینجا لازمه که بگم کریپتو کارنسی یکی از اهدافش حذف کردن این واسطه هست. یعنی اینکه شما بتونی پول رو به دست بابک برسونی بدون اینکه بانک بفهمه شما چه قدر پول داری، به چه کسی میخوای پول بفرستی، اون شخص تو کدوم بانک و یا شعبه حساب داره و چه قدر پول از شما گرفته. خوب این آرزوی همه تبهکارها، قاچاقچی ها،  و اختلاس گرهاست ولی به یاد داشته باشید که این فقط یک روی سکه هست

شاید بپرسین خوب مگه مشکل چیه که بانک این کارو انجام بده؟ قبل از ارائه هر گونه توضیح باید این رو در نظر داشته باشیم که ساختار بانک مدرن توسط ایتالیایی های ثروتمند و به خصوص خانواده مدیچی در قرون وسطی ریخته شد(اگر براتون جالبه بیشتر در این مورد بدونین بهتون تماشای سریال مدیچی رو توصیه میکنم). بانک های مدرن توسط افراد ثروتمند بنیاد نهاده شدند و اولین هدف آنها بیشتر کردن سرمایه اولیه بانک هست در حالی که بلاک چین توسط یک تیم متخصص نرم افزار و ریاضیات بنا نهاده شده و هدف خاصی رو برای انباشت سرمایه دنبال نمیکنه

جواب سوال قبل رو میتونیم جور دیگه هم بدیم: سیستم بانکی خیلی نقاط ضعف داره. اگر یه کم تامل کنیم خیلی هاش به ذهنمون میان. مثلا اینکه ما در اکثر مواقع نمیدونیم که بانک با پول ما چه کار میکنه. به کی وام میده و چه قدر میده؟ آیا پول ما در جای درست سرمایه گذاری میشه؟ آیا بانک برای دادن وام های میلیونی و میلیاردی گیرنده وام رو چک میکنه؟ این فقط تعدادی انگشت شمار از سوالاتی هست که میتونه بدون جواب باقی بمونه. حالا سوالی که ما باید بهش جواب بدیم اینه که آیا سیستمی وجود داره که بتونیم باهاش پول بفرستیم و یا دریافت کنیم بدون اینکه واسطه ای باشه؟ بدون اینکه ثروتمندان با واسطه قرار دادن خودشون بر ثروت خود بیفزایند میتوان پولی رو از جایی به جای دیگر منتقل کرد؟ چرا باید برای هر انتقال، پولی به بانک پرداخت کنیم؟ دست آخر آنها کاری را انجام میدن که خود ما هم میتونیم انجام بدیم. یعنی ثبت نقل و انتقالات پول

جواب: بله! سیستمی هست که میشه باهاش دست بانک رو کوتاه کرد و آن سیستم همین بلاک چین و پول مجازی است. توجه داشته باشید که ما میتونیم همون کاری رو که بانک انجام میده بین خودمون انجام بدیم. ما میتونیم یک لیست مجازی از نقل و انتقالات پول بین خودمون نگهداری کنیم: مثلا آقای فلانی در تاریخ فلان یک میلیون پول به بابک داد. اگر ما این واریز رو نقطه شروع سیستم مجازی خودمون به حساب بیاریم میتونیم تمام پولی که بابک بعد از تولد سیستم مجازی نقل وانتقال به دست اورده و یا به اشخاص دیگه داده رو حساب کنیم و بدونیم. شاید در این نقطه سر و صدای طرفدارهای حقوق شخصی در بیاد که آقا یعنی چی که همه عالم و آدم بدونن من چه قدر در آوردم و یا چه قدر خرج کردم که این یک بحث دیگه ای هست که در این منوال نمیگنجد. فقط به گفتن این بسنده میکنم که هویت واقعی فرد در بلاک چین برملا نمیشه مگر در مواقع خاص. حالا سوال دیگه اینه که چند نفر لازم داریم که بتونیم این سیستم رو شروع کنیم؟ جواب: حداقل سه نفر. اگر دونفر باشن کافیه که فقط یک نفرلیست رو داشته باشه ولی خوب اومدیم و یارو تو زرد از آب در اومد و لیست رو دستکاری کرد، حالا چی؟ پس بهتره که دو نفر باشن. حالا که دو نفر هستن اومدیم و هر جفتشون نالوتی و غیر قابل اعتماد بودن، پس بهتره سه نفر باشن تا نفر سوم حواسش به این دوتای دیگه باشه. اگر هم که همه فاسدن پس بهتره که همه جمع کنیم بریم سراغ کارمون پولم بدیم به بانک و والسلام. حالا جدا از شوخی سوال دیگه اینه که گیریم که ما اینکارو کردیم، نقل و انتقالات رو چه جوری باید ثبت کنیم؟ جواب: نقل و انتقلات حد نصاب دارن. مثلا ما میتونیم یک تراکنش و یا ده تراکنش(در زبان انگلیسی ترانزاکشن) رو مد نظر قرار بدیم. وقتی به اون حد نصاب رسیدیم اون لیست رو تا کنیم، مهر و موم کنیم و بزاریم یه گوشه

1024px-Blockchain_workflow

Mining

یادداشت: به این عمل (تا کردن لیست نقل و انتقالات و قرار دادنش در یک جای امن) در زبان تکنیکی ماینینگ گفته میشه ولی ما مهر و موم صداش میکنیم چون در این مرحله به خاطر سپاری این تفسیر ساده تر از کلمه های قلمبه و سلمبه انگلیسی هست. بر خلاف سیستم بانکی که خودش عهده دار چاپ و تکثیر پول هست کریپتوکارنسی ماده اصلی رو از استفاده کنندگان این سیستم جذب میکنه. یعنی هر چی استفاده کننده (ماینر) بیشتر باشه پول بیشتری تولید و تقسیم میشه. دقت داشته باشید که در جمله قبل منظور از تولید همون یافتن بیت کوین ها هست. در واقع این همان اتفاقی است که افتاده و بیت کوینی که در اولین تراکنش فقط سه سنت ارزش داشت همین چند روز پیش از مرزشش هزار دلار گذشت. البته فاکتور های زیادی در قیمت بیت کوین تاثیر دارند ولی یکی از مهمترین  آنها همان تعداد استفاده کنندگان آن است. هر چه بیشتر، قیمت بالاتر، و ارزش آن بیشتر. جا داره که یک بار دیگه از کوتاه شدن دست بانک ها از سازمان دهی پول یاد کنیم چرا که در کریپتو کارنسی مردم نقش اول رو دارند و نه سیاست های پولی و مالی که اغلب اوقات برای تامین امنیت عده ای خاص بر جامعه تحمیل میشوند

Hash Power

تمامی تراکنش ها (یا همون معامله ها) به وسیله یک الگوریتم مهر و موم میشن که یکی از نویسندگان اونرو ماشین جادویی نام گذاشته. این ماشین جادویی در زبان تخصصی “هش پاور” نامیده میشه که ما باهاش کاری نداریم و همون ماشین جادویی صداش میکنیم

یادتونه گفتم که “همه میتونن از همه چی خبر داشته باشن”؟ خوب زیادم راست نگفتم. چون در واقع وقتی شما قراره اون لیست رو مهر و موم کنید احتیاج به یه ماشین جادویی دارین که اینکارو براتون بکنه. پس فرض کنید که شما به این ماشین یه ورودی میدین به نام لیست شماره یک و در خروجی این ماشین یه تیکه کاغذ تا شده دریافت میکنید که هیچی توش ننوشته جز یک کد. میدونم یک کم داره پیچیده میشه ولی با من باشید تا آخر این  داستان رو با هم کشف کنیم. اون تیکه کاغذ کد شده برای من و شما هیچ معنی خاصی نداره ولی اگر بدیمش به ماشین جادویی اون میتونه لیست نقل و انتقالات رو به ما بده تا ما چک کنیم ببینیم چه خبره. حالا سوال دیگه اینه که اصلا چرا همه ما باید یه لیست از نقل و انتقالات داشته باشیم؟ خوب یکیمون که مورد اعتماد همه هست این کارو بکنه و ما هم از روی نسخه اون کپی کنیم وختم به خیر بشه ماجرا. جواب: اینجا اون نقطه ای از ماجرا هست که فرق بین بلاک چین و اقتصادی که ما میشناسیم پدیدار میشه. کسانی که وقت میگذارن و صحت نقل و انتقالات رو حساب میکنن جایزه نقدی(بیت) دریافت میکنن و این همان شالوده پول مجازی هست

امنیت

به خاطر داشته باشید شاید یک نفر بخواد دزدی بکنه و لیست نقل و انتقالات رو به نفع خودش تغییر بده. ایشون نه تنها یک لیست از نقل و انتقالات بلکه همه لیست های بعدی رو نیز باید تغییر بده و با توجه به این که همه لیست ها به هم مرتبط هستن به وقوع پیوستن این امر دور از انتظاره (یا بهتر بگم: هنوز کسی نتونسته اینکارو بکنه). حالا اگر به جای یک نفر مثلا شش نفر در جمع ده نفره ما تصمیم بگیرن فساد کنن تکلیف چیه؟ جواب: این همان نقطه ضعفی هست که باعث فروپاشی بیت کوین و بلاک چین میشه. سوال دیگه شکاکان به بیت کوین اینه که خوب چطوری میشه ثابت کرد که یک نفر یک بیت کوین رو چند بار خرج نکنه؟ در واقع جواب این سوال در پاراگراف های بالا داده شده. بیت کوین وهر کسری از اون کد گذاری شده و خرج کردن چند باره آن ممکن  نیست. ولی به خاطر داشته باشید که این جواب کامل نیست و میشه در رابطه با امنیت بیت کوین کتاب های قطوری نوشت

خالق بیت کوین

خیلی تحقیقات انجام شده تا خالق بیت کوین شناخته بشه ولی هیچ کمکی نکرده جز افزودن بر شک کنجکاوها. ساتوشی ناکاموتو اسم شخصی هست که یک مقاله علمی درباره بیت کوین رو در سال دوهزار و هشت به یک ایمیل لیست در رابطه با کریپتو کارنسی فرستاد. بعد از مشهور شدن بیت کوین خیلی ها به سراغ فاش کردن هویت ایشان رفتند ولی همگی با دستان خالی برگشتند. وی در ایمیل هایی که به دریافت کننده های اولیه بیت کوین میفرستاد (تا سیستم رو امتحان کنند) خودش رو فردی معرفی میکرد که در ژاپن زندگی کرده در حالی که سرویس ایمیلش روی یک سرور آلمانی ثبت شده بود، انگلیسی رو عالی مینوشت و متخصص کامپیوتر و نرم افزار هم بود. حتی شخصی به همین نام در کالیفرنیای شمالی پیدا شد که با چهره ای آسیایی میتوانست گزینه خوبی برای شناسایی ناکاموتو باشد ولی بعدها از سوی خود وی تکذیب شد و دیگران هم نتوانستند دستش را رو کنند

Satoshi
تصویر صفحهٔ نخست مقاله‌ ناکاموتو
ساتوشی
تصویر ساتوشی ناکاموتو مهندسی ژاپنی تبار که رسانه ها به دلیل شباهت اسمی وی را به عنوان خالق بیت کوین شناسایی کردند. وی این موضوع را بارها رد کرده است

کیف پول الکترونیکی

حالا سوال بعدی که پیش میاد اینه که ما کجا میتونیم بیت کوینامونو ذخیره کنیم؟ جواب: کیف پول الکترونیکی. شما قبل از اینکه شروع کنین به ماینینگ و یا کسب درآمد از طریق پول مجازی باید یه کیف پول الکترونیکی برای خودتون دست و پا کنین. توی این لینک میتونید اطلاعات بیشتری به دست بیارید.  من به شخصه از گرین آدرس استفاده میکنم و تا الان راضی بودم. تعداد زیادی نرم افزار وجود داره که چه به صورت آن لاین و یا چه به صورت آف لاین خدمات ذخیره بیت کوین ارائه میدن. به خاطر داشته باشید که ذخیره آن لاین یعنی اینکه شما باید برای دسترسی به حسابتون به اینترنت وصل بشید. برای ذخیره بیت کوین در حساب های آف لاین که روی سیستم عاملتون نصب میشه فقط کافیه که به سیستم خودتون دسترسی داشته باشید. خیلی از سرمایه گذاران بیت کوین دارایی هاشون رو در کامپیوترهایی ذخیره میکنند که سیستم اینترنتش نه تنها غیر فعاله بلکه از توی کامپیوتر حذف شده. اینکار برای بالا بردن امنیت ذخیره کردن هست. کاری که من خودم نمیکنم ولی اکیدا توصیه میکنم

در تصویر زیر مثالی از دریافت بیت بر روی حساب خودم رو برای شما قرار دادم: اون رمز 34 کارکتری که میبینید در واقع شماره حساب کیف پول الکترونیکی هست که به حساب من پول واریز کرده. کیف پول الکترونیکی منم یک رمز مثل این داره. آخرین باری که برای من پول واریز شده 76 بار تایید شده (به کادر سبز رنگ در زیر کد نگاه کنید). یادتون هست که تو پاراگراف دوم و سوم گفتیم که نقل و انتقالات باید از طرف دیگران تایید بشن؟ این شماره تعداد کسانی هست که این تراکنش رو تایید کردن. یعنی 76 نفر میدونن که آقا و یا خانم ایکس برای میلاد 1065.60 بیت معادل 3.93 دلار آمریکا پول ریخته. توجه داشته باشید که معادل سازی به دلارطبق ارزش روزانه بیت کوین حساب میشه و اون 1065.60 بیت در روز و ساعت و دقیقه ای که من اسکرین شات گرفتم 3.93 دلار ارزش داشته . هر بار که شما به کیف پول الکترونیکیتون سر میزنید این مقدار بسته به ارزش بیت کوین به صورت خودکار حساب خواهد شد

Immagine

چه طوری بیت کوین و یا بیت (واحد کوچکتر بیت کوین) به دست بیاریم؟

راه های مختلفی هست: در این لینک میتونید بیشتر بخونید. اولیش اینه که عضوی از بلاک چین بشین و به ازای تایید نقل و انتقالات جایزه دریافت کنید که این کار اسمش همون ماینینگ کردنه. اون 76 نفری که توی تصویر بالا تراکنش رو تایید کردن یه مقداری بیت برای این کارشون دریافت کردن. اگر حوصله این کار و دانش اون رو ندارید میتونید مستقیما بیت کوین بخرین. شاید اون اوائل که بیت کوین فقط چند سنت ارزش داشت این خیلی ایده خوبی بود ولی امروز که دارم این پست رو آپدیت میکنم قیمت بیت کوین بعد از کلی نوسان به خاطر تصمیم دولت مرکزی چین در قبول نکردن بیت کوین به عنوان روش سرمایه گزاری از مرز چهار هزار دلار گذشته  در حالی که تا کمی بیشتر از یک ماه پیش به بالای پنج هزار دلار رسیده بود(پیش بینی ها حاکی از اینه که در آینده نزدیک به شش هزار دلار خواهد رسید). میتونین در این لینک نوسانات قیمت رو ببینید. به خاطر داشته باشید که هر بیت کوین از یک میلیون بیت تشکیل شده و نرخ روزمره بیتی که شما میتونید به دست بیارید بر طبق شاخصه وسایل و تکنیکی که استفاده میکنید تغییر میکنه. ولی عامل مهم دیگه نرخ بیت کوین هست. مثلا یک سال قبل سایت بیت کوین گت واسه تموم کردن هر نظر سنجی نزدیک  500 تا 800 بیت به شما جایزه میداد ولی از وقتی قیمت بیت کوین بالا رفت فقط بین 30 تا 70 یا 80 بیت جایزه میده. در این لینک میتونید از این سایت دیدن کنید و با به ثمر رساندن یکی از عملیات ها مقداری بیت دریافت کنید. از دیدن ویدئو گرفته تا شرکت کردن در نظر سنجی های مختلف و یا حتی رسوندن یک جعبه به جایی. البته محدودیت های جغرافی و یا تحریم ممکنه دسترسی خیلی از فارسی زبانان رو به این سایت محدود کنه چون اکثر نظر سنجی ها برای ایالات متحده طراحی شده و خدمات دیگه هم شاید محدود به آمریکای شمالی باشه. خودتون کنجکاوی کنین ببینین چه خبره

آیا ارز مجازی دیگری وجود دارد؟

 بله. به غیر از بیت کوین ارزهای دیگری هم وجود دارند. تا امروز که این پست رو آپدیت میکنم نزدیک هزار واحد ارزی مثل بیت کوین به وجود اومدن. دوتا از معروفترین آنها اثریوم و لایت کوین هستن

اثریوم و لایت کوین به ترتیب ارزش کمتری نسبت به بیت کوین دارند. مثلا میتونیم این دو واحد رو به نقره و برنز در برابر طلا که بیت کوین هست تشبیه کنیم. ارزش یک واحد اثریوم مدت هاست که حدود 300 دلار آمریکاست و لایت کوین حدود 45 دلار. خیلی از کسانی که به سرمایه گذاری در این زمینه روی میارن در اغلب مواقع شاید این دو واحد رو به خاطر قیمت کمترشون ترجیح بدن. البته فراموش نکنید که دارم از کسایی حرف میزنم که میخوان منابع مالی واقعیشون رو تبدیل به پول مجازی بکنن! که تعدادشون خیلی کمه. سایت های مختلفی برای خرید و فروش این دو واحد ارزی هست. یکیشونو میتونید اینجا ببینید. توی این وب سایت میتونید لایت کوین بخرین و بفروشین

ارزش بیت کوین

:بیت کوین همه ویژگی های طلا رو داره

اول: هر واحد آن به صورت انفرادی برابر با دیگر واحدهاست (مثل شمش طلا). دوم: قابل تقسیم به واحدهای کوچکتر است(هر بیت کوین به یک میلیون بیت تقسیم میشه و حتی در آینده در صورت لزوم هر بیت میتونه به قسمت های کوچکتر هم تقسیم بشه). سوم: به عنوان وسیله مبادله قابل قبول است. چهارم: مقدار مشخصی از آن در دسترس است (بیست و یک میلیون). پنجم: همه ورژن های بیت کوین با هم برابرند. ششم: قابل حمل است. هفتم: میتواند بارها استفاده بشود بدون آنکه از بین برود. اگر دقت کنید متوجه میشید که بیت کوین همه این خصوصیات رو حتی بهتر از پول نقد برخورداره و حتی خیلی ها بیت کوین رو بهتر از طلا به حساب میاورند. به غیر از این شش مشخصه بیت کوین میتونه خریده بشه و یا فروخته بشه. در حال حاضر هیچ پروسه خرید و فروش واحدی برای بیت کوین وجود نداره و به همین دلیل توی مارکت های مختلف قیمت ها مختلف هستند. آفرینندگان بین کوین معتقدند که با باز کردن پای افراد بیشتردر فرآیند ماینینگ ارزش بیت کوین بالاتر میره. در واقع این فرضیه از مرحله فرضیه بودن گذشته و ثابت شده که با افزایش ماینر ها و تزانزاکشن ها قیمت بیت کوین بالاتر میره

در آخر باید بگم که آینده از آن ارز مجازی خواهد بود. در واقع خیلی از پیش بینی هایی که در رابطه با بالا رفتن قیمت بیت کوین  شد درست از آب درآمد. مطمئنا ارزش این واحد بالاتر هم خواهد رفت. در حال حاضر تعداد بسیار کمی از مردم دنیا این ارز رو میشناسن و اکثر رسانه ها به دلیل فشار های دولتی حاضر نیستند که اخبار بیت کوین در دسترس همه قرار بگیره چون میتونه باعث نابودی سیستم بانکی در تمام دنیا بشه و باعث بشه که میلیون ها نفر شغل خود را از دست بدهند. اگر روزی بیت کوین بتونه سیستم بانکی حال حاضر رو شکست بده دیگر سرمایه گذاری شکل و قاعده خودش رو از دست خواهد داد. از نظر بهره وری دیگر احتیاجی به ضرب سکه و ارز نیست و میشه از این طریق میلیونها تن کاغذ و منابع فلزی رو ذخیره کرد.امنیت این سیستم بالاست و همه به کار هم نظارت میکنن و احتمال اختلاس، رشوه، تبانی و غیره نزدیک به صفر است. با این حال همه متخصصان در زمینه  ارز مجازی قبول دارند که کم و کاستی هایی هم در این سیستم وجود داره و راه برای بهتر کردن اون همیشه بازه. در واقع سیستم های جدید که در زبان انگلیسی ازشون به عنوان فورک یاد میشه (مثل بیت کوین کش) راه کار های پیشنهادی برای بهتر کردن بیت کوین هستند

یادداشت: قیمت بیت کوین در اوایل ماه دسامبر به بیست هزار دلار رسید

ران وایات، خرافه گرائی و اکتشافاتی که هرگز رونمایی نشدند

ران وایات متولد 1933 متخصص بیهوشی و علاقه مند به باستان شناسی بر پایه داستان های کتب مقدس بود. این رشته از باستان شناسی به شبه باستان شناسی معروف است و اغلب ماجراجویانی که به دنبال اثبات داستان های کتب مقدس هستند را به خود جلب میکند

 وایات در طول زندگی خود بیش از صدو سی بار به سرزمین های مقدس  سفر کرد و قسمت بزرگی از ثروت خود را صرف جستجوی اشیاء و بازمانده های تاریخی ذکر شده درکتب دینی نمود

ron wyatt

وایات یک مسیحی اوانجلیست بود و بر واقعی بودن تمامی داستان های کتب مقدس پافشاری میکرد تا جائی که در جوانی تصمیم گرفت تا به صورت غیرحرفه ای به باستان شناسی روی بیاورد و بازمانده کشتی نوح در کوه های آرارات و صندوق عهد در اورشلیم را پیدا کند

وی به همراه فرزندان پسر خود بارها به اسرائیل سفر کرد و به حفاری در مناطق مختلف پرداخت و حتی زمانی که فرزندانش به علت بیماری مجبور به ترک وی شدند به تنهائی به کار خود ادامه داد. وایات هر گاه منابع مالی اش تمام میشد به ایالات متحده بازمیگشت تا با شغل تقریبا پر درآمد خود بتواند هزینه سفر بعدی را تامین کند

در میان مهمترین اکتشافات وایات که البته هیچ مدرکی برای اثبات وجود آن ارائه نشد میتوان از این موارد نام برد

بازمانده کشتی نوح، بازمانده خانه نوح بعد از سیلاب جهانی و قبر وی و همسرش، محل دقیق برج بابل در ترکیه، محل عبور بنی اسرائیل از دریای سرخ، محل شکافته شدن دریای سرخ توسط موسی، بازمانده ارابه های ارتش فرعون که در تعقیب قوم بنی اسرائیل بودند، بازمانده خون مسیح و صندوق عهد

باستان شناسان آکادمیک همیشه ادعاهای وایات را رد کردند. در واقع وی هیچ گاه مدرک دندان گیری برای اثبات اکتشافات خود ارائه نداد و همیشه به نقل قول بسنده کرد و یا تاکید کرد که اجازه ندارد مدارک خود را بر ملا کند. علی رغم اینکه او همیشه تاکید میکرد که برای حفاری اجازه کسب کرده است هیچ یک از ارگان های باستان شناسی اسرائیل کسب اجازه وی را تاکید نکردند

arch of covenant

در میان اکتشافات وی شاید مهمترین آنها صندوق عهد باشد.طبق کتاب خروج عهد عتیق این صندوق به دست موسی ساخته شده و حاوی ده فرمان خدا به موسی، غذائی فرستاده شده از سوی خداوند، عصای هارون و غیره بوده است و در مکانی نامعلوم پنهان است. صندوق عهد حتی با اینکه در کتب تاریخی اشاره چندانی به آن نشده ولی دراسلام هم از آن یاد شده. آیه248 سوره بقره وجود آن را تائید میکند و شیعیان اعتقاد دارند که این صندوق درزمان ظهور امام زمان به دست مهدی موعود خواهد افتاد

تمایلات جنسی در انسان

این مطلب قصد هیچ گونه اشاعه و یا تکذیب رفتارهای جنسی مخالف با اعتقادات شما را ندارد و به بازتاب یافته های علمی محققان بیولوژی، انسان شناسی و جامعه شناسی بسنده میکند. واکنش هم وطنانمان در رابطه با نماهنگ اخیر گوگوش مرا به این واداشت تا تجربه خواندن کتاب های ماروین هریس را با خواننده این مطلب به اشتراک بگذارم. مطالعه ای که نظر شخصی مرا در رابطه با همجنسگرائی کاملا تغییر داد. این مطلب چکیده ای از مشاهدات محققان مختلف است و به هیچ وجه جامع نیست ولی میتواند نقطه آغازی برای کسانی باشد که هنوز فکر میکنند همجنسگرائی وجود ندارد

در بین نظرات ایرانیان میتوان به وفور به واژه هائی چون: بیماری روانی، منحرف جنسی، افرادی که باید به آنها کمک کرد و غیره برخورد کرد که نشان از ناآگاهی این دسته از مردم در رابطه با همجنس گرائی است

اگرشما شناختی نسبی از تمامی فرهنگ های موجود در جهان امروز داشته باشید و منبع مورد اعتماد شما فقط کتاب آسمانی که پرستش میکنید نباشد، به احتمال زیاد به این موضوع پی خواهید برد که “تمایلات جنسی” فقط به یک مدل از پیش تعیین شده توسط خداوند محدود نمیشود

تشریح “میل جنسی طبیعی” در فرهنگ های مختلف دستخوش برداشت های گوناگون منشعب از اعتقادات میشود. آنچه در فرهنگ شما عادی به نظر میرسد، مثل تک همسری برای زنان در اسلام، برای اسکیموها بی معنی است چرا که زنهای اسکیمو میتوانند طبق یک سنت قدیمی با هر مردی که دلشان میخواهد رابطه داشته باشند بدون اینکه خدشه ای به ازدواج آنها وارد شود

هویت جنسی هر فرد بر اساس شناخت ژنتیکی فرد، کروموزوم های او، ارگان های جنسی داخلی و خارجی وی و المنتهای فیزیکی مثل اندازه سینه، شکل اندام و غیره تشخیص داده میشود. انسان شناسان برای تشخیص هویت جنسی افراد از کلمه “جِندِر” استفاده میکنند که منحصر به مذکر و مونث نمیشود.

Errington e Gewertz, 1987; Gilmore, 1990; Jacobs e Roberts, 1989; Ortner e Whitehead, 1981

 

از نظر بیولوژی چند جنس میتواند وجود داشته باشد؟

 حداقل پنج جنس مختلف میتوانند در طبیعت وجود داشته باشند.Anne Fausto Sterlingطبق نظر

                                                                                                                            اول:هرمافرودیتها

اشخاصی با یک بیضه، یک تخم دان و ترکیبی از آلت جنسی مردانه و زنانه

دوم: هرمافرودیتهای شبه مرد

با دو بیضه، ترکیبی از اندام تناسلی مردانه و زنانه و بدون تخم دان

سوم: هرمافرودیتهای شبه زن

با دو تخم دان، ترکیبی از آلت تناسلی مردانه و زنانه و بدون بیضه

چهارم: زن

پنجم: مرد

برخی هرمافرودیت ها دارای هر دو آلت مردانه و زنانه میباشند و از داشتن رابطه جنسی چه با جنس مذکر و چه با جنس مونث میتوانند لذت ببرند. استرلینگ مخالف درمان های هورمونی برای تصحیح هرمافرودیتیسم بود و اعتقاد داشت وقتی که طبیعت هر دوی آنها را در اختیار شخص قرار میدهد لزومی ندارد که با وارد کردن هورمون ها به بدن یکی از آن دو را به اجبار از بین برد

سکس در جزیره مانگایا

این جزیره واقع در پولینِسیا توسط دونالد مارشال در سال 1971 مورد مطالعه قرار گرفت. در بین ساکنین این جزیره دختران و پسران هرگز دست در دست هم دیده نمیشوند. زن و شوهر به هیچ وجه همدیگر را در آغوش نمیگرند. خانواده ها به هیچ وجه از مسائل جنسی با فرزندان حرف نمیزنند. چی فکر کردید؟ اینجا یک کشور اسلامی است؟ خیر. باقی داستان رو بخونید: دختران و پسران این جزیره حتی قبل از رسیدن به بلوغ جنسی شروع به داشتن روابط جنسی میکنند. در بین پسران مسابقه هائی برگزار میشود تا معلوم شود کدام یک از آنها میتواند به ارگاسم بیشتری برسد!!!دختران در طول شب خواستگارهای زیادی دریافت میکنند و براشون مهم نیست که جنس مذکر عاشقشون باشه چیزی که مهمه خواص فیزیکی جنس مذکر است و عشق دو طرفه و احساس به نظر ساکنین این جزیره بعد از هم آغوشی آغاز میشود! تمام این وقایع خلاف آنچیزی است که در جوامع پیشرفته پذیرفته شده است

ژنتیک و همجنسگرائی

تحقیقات دانشمندان نشان میدهد که حداقل یک ژن در ایجاد تمایل به سوی هم جنس در مردان نقش دارد. مدت ها پیش در آمریکا ثابت شد که برادران مردانی که همجنسگرا هستند تمایل بیشتری به این رفتار جنسی دارند تا کسانی که اصلا در خانواده خود همجنسگرا ندارند ولی به هر حال این نتیجه زیاد قابل اعتماد نیست چون این افراد در یک محیط مشترک زندگی کردند. تحقیقات اخیر نشان میدهد که در ایالات متحده چهار تا پنج درصد مردان همجنسگرا هستند. در یک پروژه تحقیقاتی انجام شده توسط  دین هَمِر در سال هزارو نهصد ونود وسه این نتیجه بدست آمد که مردان همجنسگرا از سمت مادران بیشتر از مردان همجنسگرا ز سوی پدر بیولوژیکی خود هستند. این یافته دانشمندان ثابت میکند که اگر ژنی برای همجنسگرائی وجود داشته باشد بر روی کروموزوم ایکس قرار دارد که به طور انحصاری از سوی مادران به ارث میرسد

تمامی این یافته ها نشان از آن دارد که همجنسگرائی نه تنها یک بیماری نیست بلکه یک واقعیت طبیعی است . چون و چرای این رفتار هنوز به طور کامل شناخته شده نیست ولی سر نخ هائی وجود دارند که میتوانند دانشمندان را به پاسخهای قانع کننده تری برسانند. پس بیائید قبل از نظر دادن در رابطه با  پدیده هائی که شناختی از آن نداریم کمی در رابطه  با آن مطالعه کنیم

مساوات بین زنان و مردان در تونس ومنحل شدن قانون تنبیه برای خوارج

بعضی اوقات تیترهای روزنامه باعث میشوند که یکنواختی همیشگی جراید از بین برود. به خصوص وقتی شما در کشوری مثل ایتالیا زندگی میکنین که در آن ممکنه ماه ها تیترهای روزنامه به هم شباهت داشته باشند. البته دگرگونی خاصی اتفاق نیفتاده چراکه تیتر اول صفحه اول مثل همیشه از تمهیدات دولت برای سرو سامان دادن وضعیت اقتصادی حرف میزنه. چیزی که نظر من رو به خودش جلب کرد صفحه نوزدهم روزنامه جمهوری یا همون رِپوبلیکا بود: “تونس: پیروزی قانون مساوات بین زن و مرد ” قانون اساسی تونس تساوی بین مرد و زن را با انحلال قوانین قبلی به رسمیت میشناسد

اصل بیستم قانون اساسی این کشور میگوید: تمامی شهروندان مرد و زن دارای حقوق و وظایف مساوی هستند و در برابر قانون برابرند

aw-Tunisa-20votes-20for-20gender-20equality-20140107042907302416-620x349

تونس پس از پشت سر نهادن بهار عربی و به زیر کشیدن حکومت بن علی با سرعت به سوی دنیای لائیسیته حرکت میکند. شاید این پیشتازی میوه وضعیت قبلی این کشور نیز باشد که علی رغم اسلامی بودن از جمله کشورهای به نسبت لائیک در بین کشورهای مسلمان به حساب می آمد

 در سال هزارو نهصد و پنجاه و شش میلادی الحبیب بورقیبه با تلاش فراوان باعث شد که تونس دارای یکی از قانون های اساسی مهم از دیدگاه آزادی زنان شود. سن ازدواج دختران را به هفده سال کاهش داد و شرط برقراری آنرا با نظر موافق دختران گره زد. سرپرستی کودکان خردسال را بعد از طلاق به زنان واگذار کرد و عرضه رایگان قرص های جلوگیری از بارداری را قانونی ساخت. وی همچنین سعی داشت که قوانین منشعب از شریعت در زمینه ارث را از بین ببرد که در این راه با شورش امام های تونس برخورد و از به نتیجه رساندن آن بازماند

اما قدم بزرگ مردم این کشور به همین جا ختم نمیشود. دیروز اسلام گراهای این کشور مجبور به عقب نشینی در رابطه با قوانین تنبیه برای کسانی که از دین خارج میشوند نیز شدند. هیئت قانون گذار به همچنین آزادی اندیشه، آزادی بیان و آزادی گردش اطلاعات را نیز در این کشور ضمانت کرد

Che cosa ha fatto Ahmadinejad con l’economia dell’Iran

L’era in cui Ahmadinejad ha governato l’Iran è stato il periodo più proficuo per i guadagni derivati dalla vendita del petrolio.  Nel 2005 quando prese il potere esecutivo in mano, i profitti ricavati dal petrolio riempivano le casse del governo con poco meno di 40 miliardi di dollari.(1)

In giro di otto anni, l’entrata delle casse grazie alla vendita del petrolio raggiunge 700 miliardi di dollari. Un profitto senza precedenti nella storia iraniana. All’inizio della sua amministrazione si è deciso di risparmiare una parte di questi guadagni sul “Conto del Risparmio Nazionale” per risparmiare i dollari americani durante il calo drastico del profitto del petrolio intorno agli anni 2000. un’iniziativa di Khatami, ex presidente dell’Iran.

احمدی-نژاد

Il governo di Ahmadinejad non resiste alla tentazione di manipolare la “Cassa del Risparmio” (così chiamata dopo il suo arrivo) per coprire le lacune finanziarie e fu questo a dare l’avvio allo sperpero dei soldi ricavati dalla vendita del petrolio. Il parlamento iraniano determinato a tagliare la mano del governo dalla Cassa del Risparmio fonda una nuova istituzione chiamata la “Cassa dello Sviluppo Nazionale”. Questa iniziativa parlamentare accade in un momento critico perché le sanzioni, avevano inginocchiato tutta l’economia iraniana cosicché era diventato lecito prelevare i soldi da qualsiasi cassa o banca senza chiedere i permessi e senza badare alle conseguenza.

Ahmadinejad non dava ascolto all’allarmismo degli economisti iraniani che lo invitavano a non trasformare i dollari in Rial (Tuman) che alla loro volta venivano iniettati nel mercato. Questa indifferenza è costata cara alla vita degli iraniani e finalmente nel secondo mandato del presidente Ahmadinejad, questa divergenza, influenzò il mercato della compravendita del dollaro e ha fatto sì che un dollaro pari a 1200 Tuman arrivi a costare 4000 Tuman e lui stesso che affermava: “Il dollaro non deve costare più di 300 o 400 Tuman” ha stabilito il prezzo del dollaro governativo ( per la compravendita internazionale) a 2500 Tuman.

Immagine

La liquidità all’inizio dell’amministrazione di Ahmadinejad girava intorno a 70 mila miliardi di Tuman e al termine del suo secondo mandato arrivò a 500 mila miliardi di Tuman, conseguito da un’inflazione del 10% nel 2005 che raggiunge 34% in un paio di anni.(2)

Nonostante un guadagno colossale, frutto della vendita del petrolio, la crescita economica iraniana che si era fissata a 6% annuo tocca la soglia dello zero. Dopo il disastro economico alle porte, gli economisti cominciarono a sottoporre le azioni del governo contro le critiche dure e negative e dall’altra parte Ahmadinejad per difendere le sue mosse sbagliate presentava le statistiche a favore suo e a scopo di minimizzare i danni. (3)

Il presidente fece sciogliere “l’Istituto Nazionale della Programmazione e Gestione” con 60 anni di lavoro alle spalle. Così uno dei pochi organi che potevano sorvegliare le azioni del governo sparisce con l’ordine diretto del governo.

In primi 3 anni della sua amministrazione quando il presidente riscontrava lacune finanziare all’interno del suo programma annuale, chiedeva permesso al parlamento per recuperare i soldi necessari ma dopo essersi stancato di chiedere continuamente i permessi, decise di annullare questa procedura considerandola inutile.

Il passo successivo è stato presentare il disegno di legge sul finanziamento pubblico con eccessivo ritardo, cosicché il parlamento non possa applicare variazioni al testo. Questa storia all’inizio sembrava una casualità ma quando il presidente lo fece tutti gli anni sono venuti a galla le sue vere intenzioni. Questa mossa inappropriata costrinse il parlamento a votare la legge sul finanziamento pubblico in due parti; una per i primi due o tre mesi dell’anno e l’altra per il resto dell’anno. Una procedura insolita prima del governo di Ahmadinejad.

Il presidente comincia subito ad avere grossi problemi con il parlamento a causa delle sue interpretazioni sulle leggi. Egli decise di non pagare il finanziamento di due miliardi di dollari per lo sviluppo del metropolitano di Tehran nonostante il voto a favore del parlamento, affermando che questo provvedimento, secondo lui non era legittimo.

Un’altra caratteristica dell’ex presidente dell’Iran fu la sua determinazione a bloccare la pubblicazione delle statistiche sfavorevoli al suo lavoro in campo economico e in seguito divulgazione delle statistiche emanate dalla sua squadra, ovviamente a favore suo. Questi dati economici in tanti casi, venivano negati dagli esperti dell’economia.

In assenza delle statistiche ufficiali, il governo corre a diffondere gli slogan come “Zero disoccupato” o “ Una casa per tutti gli iraniani” ma quando termina il suo tempo, nemmeno l’Istituto Nazionale della Statistica ha potuto negare che soli 450 mila posti di lavori sono stati creati nel governo di Ahmadinejad. Una cifra ancora esagerata secondo gli economisti che credevano a un numero molto inferiore, pari a 100 mila.

La megalomania del presidente svanisce e lui stesso che aveva paragonato le sanzioni a “cartaccia da strappare” scarica tutte le colpe sulle sanzioni e l’occidente.

Quando il mercato della valuta straniera fu scosso dalla caduta verticale della moneta iraniana, il governo cercò di scaricare ancora la colpa su poche persone sconosciute che venivano nominati con gli pseudonimi. Questa mossa ha fatto venire in mente una domanda cruciale: come è possibile che il più grande distributore della valuta straniera al paese (il governo) sia così vulnerabile nei confronti di poche persone sconosciute? Una mossa simile è stata già registrata nei primi anni della sua amministrazione quando dopo un forte rincaro nel mercato di edilizia il presidente fece scendere i servizi segreti in campo per dare un avvertimento alle solite poche persone che avevano causato i rincari.

Per saperne di più:

(1) : http://www.tehrantimes.com/economy-and-business/103585-irans-oil-revenues-hit-118b-in-previous-fiscal-year-

http://www.bbc.co.uk/news/world-middle-east-10727616

(2): http://en.trend.az/regions/iran/2069531.html

(3): http://www.tradingeconomics.com/iran/gdp-growth-annual

E’ consentita la riproduzione dei contenuti di questo articolo a patto che la fonte sia menzionata!

La Popolarità dell’Iran tra i Paesi Arabi

popolarità dell'Iran

Secondo un sondaggio fatto da Zogby Research Services in 17 paesi arabi e 3 paesi islamici non arabi (Turchia, Azerbaijan, Pakistan) si dimostra che la popolarità dell’Iran è scesa drasticamente.

Ventimila persone parteciparono in questo sondaggio del novembre 2012. L’associazione Zogby aveva effettuato lo stesso sondaggio negli anni 2002, 2006, 2008, 2009 e 2011. Dal risultato si evince che nel 2006 Iran era al picco della sua popolarità tra i paesi arabi.

Il tasso della popolarità dell’anno 2006 si collega al fatto che Iran veniva considerato il fronte della resistenza contro Israele e gli Stati Uniti soprattutto per via della guerra in Iraq e la guerra tra Israele e Hezbollah.

Negli ultimi anni la presenza militare degli U.S.A si è ridotta e dall’altra parte gli interventi dell’Iran in Iraq, Bahrein, Libano e Siria vengono categorizzati come interventi che hanno ingrandito le differenze tribali e successivamente peggiorarono la situazione.

James Zogby il leader dell’associazione e il direttore dell’associazione degli arabi americani afferma che ” la concentrazione dell’opinione pubblica in paesi arabi si è spostata da Israele ai problemi che coinvolgono Iran. Il ruolo dell’Iran si vede in modo negativo e soprattutto in Siria che secondo me è stato il colpo di grazia”.

Il programma nucleare iraniano ha cambiato completamente il parere degli arabi nei confronti dell’Iran. In 2006 la maggior parte di partecipanti erano a favore del progetto nucleare e lo consideravano pacifico. Una parte consistente di partecipanti dichiara che a prescindere dai scopi pacifici e non pacifici che l’Iran segue con il suo programma, sono contrari alle sanzioni e guerra contro l’Iran. Attualmente i risultati del sondaggio mostrano il contrario e gli arabi sono a favore delle sanzioni. La maggior parte di partecipanti è al contrario dell’intervento militare ma alcuni che numericamente sono in crescita ritengono che in caso della resistenza iraniana saranno favorevoli all’intervento militare.

Zogby sottolinea che: “se Israele commetta una stupidaggine, l’opinione pubblica dei paesi arabi  si cambierà facilmente a favore dell’Iran”.

Il movimento verde

Un altro tema del sondaggio consiste nella nascita del movimento verde dopo le elezioni del 2009.  La  maggior parte di partecipanti di 15 paesi erano a favore dei manifestanti e in 5 paesi erano pro il governo iraniano. questi 5 paesi sono: Libano 83%, Yemen 72%, Iraq 58%, Libia 57% ed Algeria con 55%.

Tra i paesi che si sono sentiti più vicini al movimento verde abbiamo: Qatar 73%, Pakistan 71%, Kuwait e Giordania 70% ed Emirati Arabi con 68%.

E’ consentita la riproduzione dei contenuti di questo articolo a patto che la fonte sia menzionata!

La guerra in Gaza raccontata da Kambiz Fattahi il reporter di BBC Persian

Kambiz Fattahi il reporter di BBC Persian nel suo viaggio nella striscia di Gaza descrive l’ultima guerra di 8 giorni tra Israele e Hamas:

Mercoledì 14 novembre stavo tornando da Israele quando ho ricevuto la notizia della morte di Ahmed Jabari, uno dei comandanti di Hamas. Mi sono rivolto al mio amico che era venuto a trovarmi dalla Germania e dissi: “Le mie ferie sono finite e la tua vacanza è terminata, da domani inizierà la guerra”.

Il giorno dopo ci siamo recati nella parte meridionale di Israele insieme alla truppa televisiva di BBC per poter entrare nella striscia di Gaza attraverso Erz. All’inizio la polizia israeliana proibiva il passaggio di giornalisti ma dopo l’intervento del portavoce dell’esercito con origini iraniane ci aprirono la strada che portava a Gaza.

Da Gerusalemme a Gaza ci vogliono solo 90 minuti per arrivare ma quello che colpisce occhio è il tenore di vita completamente diverso. Do un consiglio a tutti gli amici dicendo che se avete qualcosa da lamentare fate un salto in Gaza così dimenticherete tutti i vostri problemi. Da queste parti la popolazione è priva di ogni bene di prima necessità per vivere. La città è sovraffollata e regna il disordine. La mancanza di luce per otto ore al giorno è diventata routine. Il combustibile è caro e il mezzo di trasporto più comune è il carroccio trainato da animali.

Giovedì 15 novembre sono entrato in Gaza con un mal di stomaco forte che passò solo dopo aver visto la situazione critica della città. Gaza si era trasformata nella città dei fantasmi. Non c’erano più bambini a chiedere di dove siamo e per quale tv lavoriamo. Non c’era il traffico e neppure gli agenti di Hamas che si vestono abitualmente con la giacca scura, hanno la barba lunga e girano con i walkietalkie in mano e si spostano a bordo di macchine moderne.

Gaza si preparava per i funerali di Jabari. Le alte cariche di Hamas non partecipavano per paura di essere uccisi durante il funerale. La salma del comandante aveva subito pesanti ustioni. Sembra che Israele lo abbia ucciso con un nuovo tipo di munizioni che non causano una grande esplosione all’impatto, ma producono un intenso calore e rimangono incandescenti. In seguito abbiamo sentito che gli uffici di Al-Qods e Al-Aqsa, due tv locali, sono stati attaccati con lo stesso tipo di munizioni per non danneggiare tutto l’edificio.

I giornalisti che vivono una guerra del genere concordano sul fatto che i civili pagano un prezzo altissimo per i conflitti. Israele ribadisce sempre che i civili non vengono presi intenzionalmente sotto il fuoco, ma sono pochi in Gaza a credere in questa versione. Hamas usa i quartieri vicini alle abitazioni per lanciare i missili e l’Aeronautica di Israele non esita a bombardare tale bersaglio.

Dall’ufficio della BBC si potevano facilmente vedere i razzi palestinesi che hanno fatto suonare l’allarme in Israele. I razzi palestinesi fanno un fumo più denso accompagnato da un rumore forte. Israele risponde subito all’attacco. Due o tre minuti dopo, la zona da dove i razzi erano stati lanciati veniva bombardata dagli aerei israeliani.

Tutto questo faceva veramente paura nei primi giorni ma dopo è diventato normale. Non mi preoccupavo più di essere colpito per sbaglio anche perché era poco probabile che Hamas scegliesse un posto vicino al nostro albergo per lanciare i razzi, finché una sera lo spazio vuoto tra il nostro albergo e l’altro albergo pieno di giornalisti è stato bombardato. Tutti siamo usciti dalle camere spaventati dai bombardamenti. Una parte degli attacchi di Israele era concentrata su queste zone che secondo i palestinesi non avevano nessun peso militare e venivano bombardate con il solo scopo di spaventare la popolazione.

Dal primo giorno sembrava che Israele non avesse l’intenzione di annientare Hamas e mirasse esclusivamente a indebolire la forza bellica di questa organizzazione. Sono tanti a credere che Israele abbia bisogno Hamas per conservare una sicurezza relativa, altrimenti la striscia di Gaza cadrebbe nelle mani di fanatici come i gruppi salafiti che non esiterebbero a reagire duramente e tali movimenti vengono considerati più pericolosi per Israele.

Dopo 8 giorni di guerra con 160 vittime palestinesi e 6 israeliani, le due parti coinvolte nel conflitto accettano il cessate il fuoco con pressioni da parte degli Stati Uniti e l’Egitto. Subito dopo questa notizia le moschee hanno trasmesso i propri slogan insieme ad Allah-o-Akbar e Gaza-Gaza. Hamas dichiara la vittoria ed Israele ribatte di aver raggiunto i suoi obiettivi che comprendevano una lezione ai comandanti di Hamas, la distruzione della maggior parte delle munizioni palestinesi e la distruzione di edifici pubblici. Però tutto questo non può essere una soluzione finale per un conflitto che tra poco riemergerà. Oggi giorno né gli israeliani al sud del paese si sentono al sicuro né la striscia di Gaza è uscita dall’assedio.

Tre bambini di Mina, una madre palestinese non la vedranno più perché l’hanno persa al secondo giorno di guerra. Il figlio di Jihad Mishrawi, impiegato di BBC Arabo in Palestina è mancato sotto i bombardamenti; aveva solo 11 mesi. Le ragazzine di campo Jabalia che ci seguivano e chiedevano da dove venivamo se sono scappate dai bombardamenti, sicuramente cresceranno in un circolo vizioso di violenza che in un futuro non lontano riemergerà.

E’ consentita la riproduzione dei contenuti di questo articolo a patto che la fonte sia menzionata!